Roger Waters & Pink Floyd

راجر واترز در ششم سپتامبر ۱۹۴۳ يعني حدود ۶۱ سال پيش در شهر Grate Bookham بفاصله ۲۰ مايلي لندن بدنيا آمد. پدر او در جنگ جهاني دوم در جريان تاخت و تاز انگليس يه ايتاليا از دنيا رفت. شايد بخاطر همين باشد که بسياري از اشعار ترانه هاي او راجع به جنگ هستش. او آلبوم The Final Cut رو براي همين منظور اختصاص داد. فعاليت هنري وي از سال ۱۹۶۵ يعني سن ۲۲ سالگي در گروهي بنام The Abdabs شروع شد. اين گروه بيشتر کارهاي Blues انجام ميداد. اين گروه شامل چهار نفر ديگر بود که در کمتر از يک سال از هم پاشيده شد. او سپس از افرادي چون Bob Close , Syd Barrett براي فعاليت در گروه دعوت کرد. اواخر سال ۱۹۶۵ بود که آنها نام گروه را به The Pink Floyd Sound تغيير دادند. اين نام بعدها براي اختصار و سادگي به Pink Floyd تبديل شد.

Pink Anderson و Floyd Council دو نوازنده واستاد موسيقي به سبک Blues بودند, گفته ميشه که Syd Barrett نام گروه رو از اسم اين دو موسيقيدان گرفته. اواسط سال ۱۹۶۶ گروه بصورت غير رسمي فعاليت ميکرد و موسيقي آنها بيشتر ساخته Barrett بود که حالت R&B داشت. در آن زمان فعاليت آنها بيشتر حالت زيرزميني داشت و بعنوان خارق العاده ترين اين گروه ها مطرح بودند. تا اينکه در سال ۱۹۶۷ ترانه Arnold Layne به بازار عرضه شد و توانست رتبه ۲۰ در انگليس بدست آورد. بعد از آن ترانه See Emily Play عرضه شد که براي مدت ۷ هفته بعنوان ششمين بهترين ترانه بود.

اولين آلبوم رسمي آنها بنام The Piper at the Gates of Dawn بود که باز در مدت ۷ هفته رتبه شش را به خود اختصاص داد. ترانه هاي اين آلبوم را Syd و Roger با يکديگر خوانند. Syd نوازنده گيتار, Roger نوازده گيتار بيس و دو نام آشناي Richard Wright و Nick Mason هم نوازنده هاي کيبورد و drums بودند. تقريبا" تمام ترانه ها و آهنگ ها از Syd Barrett بود.

Syd بعلت استفاده زياد از مواد مخدر بتدريج توانايي هاي خود را از دست داد و گروه بناچار مجبور شد از David Gilmour براي نواختن گيتار دعوت کند تا به گروه بپيوندد. تا مدت کوتاهي هر دو گيتاريست يعني Syd و David در گروه کار ميکردند تا اينکه در يک شب بدونه اينکه دنبال Syd بروند به اجراي کنسرت پرداختند!! بعد از Syd , Roger Waters مسئوليت نوشتن موسيقي و ترانه ها را بعهد گرفت و معدود کارهاي آنها با کمک سايرين بود. از اينجا بود که گروه شکل جديد رو بخود گرفت و تا سالها اين چهار نفر با يکديگر همکاري کردند.

تقدیم به دوستداران Pink Floyd

شهيار قنبري

 

 

شهيار قنبري فرزندحميد قنبري (خواننده وهنرپيشه ي قديمي) است ، كه در تاريخ 1331/6/5 در تهران متولد شده است اگربنا باشد هنري به شهيار نسبت دهيم به خطا رفتيم زيرا كه او در هر هنري دستي داشته است كه برجسته ترين آن ترانه سرائي است و به اعتقاد بعضي از جمله اردلان سرافراز(از ديگرترانه سرايان بنام فارسي زبان) شهيار قنبري سرآغاز ترانه ي نوين ايران زمين است وبه راستي كه چنين است.

شهيارقنبري نوشتن ترانه رااز سن 15 سالگي آغاز كرد ودر ميانه ي سنين پانزده وشانزده سالگي در ترديدنوشتن يا ننوشتن به سر مي برده است.

تا اينكه به لندن مي رود ودر تظاهرات اعتراض به جنگ ويتنام شركت مي كند پس از آن به وطن باز مي گردد واودراين مقطع ديگر شك نداردكه مي تواند بنويسد وفعاليت خود را به صورت جدي آغاز مي كند.

در هفقه نامه ها مي نويسد واين گونه خبرنگاري را تجربه مي كند،برنامه اي به نام آواي موسيقي براي راديو مي سازد ودر تلويزيون گوينده وترانه نويس برنامه ي زنگوله ها مي شود.

در همان سالها در استوديو طنين ترانه ي ستاره آي ستاره ي خود را به گوگوش مي سپاردتا آن را با صداي نرم ونازكش به گوش همگان برساند وخاطره اي ماندني از نسل خود براي نسل آ ينده بسازد.

بعداز آ ن ترانه هاي ديگه اشكم واسه من ناز مي كنه ،حرف ،نفس ،هجرت وترانه پشت ترانه .

ترانه هايي كه يادگار لحظه هاي تلخ وشيرين شاعر بودند وحالا خاطره هاي پايان ناپذير زندگي ما شدند،چه لحظه ها كه حتي اشك چشم ماهم خشكيده وديگه اشكم براي ما ناز مي كنه ،چه هفته هايي كه برما نگذشت هفته اي بيهوده وخاكستري ، وچه وقتها كه جمعه هنگام غروب حسي براي ما تداعي كننده ي ترانه ي جمعه است وبه ناگه زمزمه مي كنيم:
جمعه وقته رفتنه موسم دل كندنه خنجراز پشت مي زنه اون كه همراه منه

ترانه ي دو ماهي از جمله ترانه هايي بود كه در ابتدا با مخالفتهاي بسياري روبرو شداما پس از اجراي اين ترانه توسط گوگوش بسيار گل كرد وموردتوجه هنرمنداني چون احمد شاملو(شاعرنوپرداز) وهوشنگ ابتهاج(غزل سراي چيره دست ) قرارگرفت ،به طوري كه هنرمند بزرگ سايه (تخلص هوشنگ ا بتهاج) مصرع دلش آتيش بگيره را به اشتباه دل شاديش بگيره مي شنيده وبعداز مطلع شدن شهيارقنبري از اين موضوع براي دل هنرمند از آن پس آن را اينگونه مي خواند:
دل شاديش بگيره دل اون خونه خراب ديگه نوبت منه سايه اش افتاده رو آب

نخستين كار مشترك شهيار قنبري وجناب واروژان ـ كه هم اكنون از بين ما رفته اند ـ
ترانه ي بوي گندم بود ترانه اي پر حادثه . ترانه اي كه به سبب آن شهيار قنبري طعم تلخ زندان سياسي را چشيد زنداني كه پربود از جنايتكاران ، به راستي چراشهيار ،او كه فقط ترانه نوشته بود نه قتلي در كار بود ونه حتي جرمي ، آيا ترانه هم جنا يت ا ست

اما علي رقم اين تلخي ها او تجربه اي نيز به دست آورد تجربه اي براي تازه تر شدن بي پروايي بيشتر وهمچنين همدلي وهمكاري با عزيزي مانند واروژان .

شهيارقنبري در سن 25 سالگي در فيلم خانه خراب به كار گرداني نصرت كريمي ايفاي نقش كردوبعداز آن شام آخررابه بازي پرويز فني زاده نوشت وكارگرداني كرد.

پس از ساخت فيلم هجرت نيز سريال موزيكالي با عنوان پا ئيز ايستگاه آخربراي تلويزيون ساخت كه هرگز پخش نشد،قبل ازترك وطن يك مجموعه ي شعر خواني با نام يك دهان آواز سرخ منتشر كرد ودر اين سالها دوكتاب با نامهاي :درخت بي زمين ودريادر من منتشر كرد كه دريادر من در ايران مجوز پخش گرفت ـ هر چندكه به نقل از شهيار قنبري: اين دريادرمن كه در ايران به چاپ رسيده به شدت زير تيغ سانسور قرارگرفته است ـ ومجموعه ي ديگر از شعروترانه با صداي خود در ايران ضبط ودرايران ضبط كرده ودر پاريس به بازار مي فرستد كه اين مجموعه پيشمرگانه ها يا به عبارتي اگرهمه شاعربودند نام دارد

 

عشق يعني : قدغن ترسِ مرد ، ترسِ زن
وحشتِ رفتن بي صدا شدن
يعني اعترافِ نابِ من يعني گفتگوي دو تن
عشق يعني : گفتگو
غزل ،غزلبانو
عشق يعني : جان پناه
يعني دو چشم ، يعني نگاه
يعني دو دست به سمتِ ماه
عشق يعني : جستجو
غزل ،غزلبانو
جنون سرشكن ، داغ شبنم بر چمن
سيل بي رحم عسل ، وقت بازي جر زدن !
خودِ بي خودي، آدمك برفي
پر از بي كسي ، حرف ِ بي حرفي
عشق يعني : جان پناه
در تو خزيدن ، نفس كشيدن
سقوطِ آزاد ، از خواب پريدن
عشق يعني موي تو ، دستِ خوشبوي تو
گردن پر غرور ، يعني جادوي تو
عشق يعني : جان پناه
عشق يعني : گفتگو
غزل ،غزلبانو....

 

 

تقدیم به دوستداران شهيار قنبري از طرف علیرضا

بررسی موسيقی Roger Waters

 

بررسی موسيقی راجر واترز Roger Waters در بين سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۳ عضو فعال و باهوش گروه پینک‌فلويد Pink Floyd محسوب می‌شود. اولين حرکتهای تشکيل گروه پينک فلويد از ملاقات واترز با سيد برت Syd Barrett در روزهائی که هردو به دانشکده هنر می‌رفتند پی‌ريزی شد. برت کسی بود که بعدا بعنوان خواننده اصلی و گيتاريست گروه انتخاب شد. واترز بسوی لندن حرکت کرد تا در دانشکده صنعتی Regent Street معماری بخواند.

Roger Waters  همين اثنا ايده تشکيل گروه جدی‌تر شد که طی آن پينک فلويد با پيوستن نيک ميسون Nick Mason بعنوان درامر و ريچارد (ريک) رايت Rick Wright بعنوان نوازنده کيبورد شکل گرفت. راجر واترز بيس می‌زد و بعضی از اشعار را می‌خواند.

برت به آنها پيوست و گروه پينک فلويد بالاخره تشکيل يافت. گرچه در ابتدا برت شاعر اصلی گروه بود و پينک فلويد بروی محور سيد‌ برت می‌چرخيد اما، واترز سه آهنگ از اولين آهنگ گروه با عنوان The Piper at the Gates که در سپتامبر سال ۱۹۶۷ در ايالات متحده عرضه شده بود را نوشت.



 آلبوم دوم گروه با نام A Saucerful of Secrets بسال ۱۹۶۸ مقارن شد با تعويض برت با نوازنده خوش‌سيما و جوان، ديويد گيلمور David Gilmour. آهنگ Set the Controls For the Heart of the Sun از اين آلبوم بعنوان بهترين شناخته شد که کلا توسط واترز نوشته و توليد شده بود.


 همين امر باعث شهرت واترز گرديد. راجر همچنين در ساخت همه آهنگها برای تهيه موسيقی فيلم More در جولای سال ۱۹۶۹ دخيل بود. اولين سولوی واترز در آلبوم Ummagumma که در نوامبر همان سال ساخته شده بود قابل شنود است.


 از تاريخ اکتبر سال ۱۹۷۰ يعنی همان سالی که آلبوم Atom Heart Mother توليد شد، پينک فلويد به رهبری راجر واترز شروع به فعاليت جدی و مستمر در عرصه موسيقی نمودند و از همان سالها بود که آرام‌آرام به شهرت دست يافتند.



اولين کار سولو (انفرادی) واترز در دسامبر سال ۱۹۷۰ برای ساخت موسيقی فيلم The Body روانه بازار گرديد. او همچنين تعداد ۸ آهنگ از ۱۰ آهنگ موجود در آلبوم Obscured by Clouds که برای فيلم The Valley در ژوئن سال ۱۹۷۲ ساخته شده بود را نوشت.


 


شهرت واترز در نتيجه قدرت آهنگسازی و مانور قطعات بروی چندين ساز بدست آمد. از جمله روشهائی که واترز در ساخت آلبومهايش بکار می‌بست و او را تبديل به يک موسيقيدان بزرگ نمود، می‌توان به توليد آهنگها بصورت پيوسته و مجموعه‌وار (دنبال کردن يک موضوع واحد در سرتاسر آلبوم) اشاره نمود که اين امر در تمام آثار حرفه‌ای‌اش براحتی قابل درک است.


ضبطهای پينک فلويد و در حقيقت واترز در سال ۱۹۷۲ بشکل موفقيت‌آميزی اداره شد. آلبوم بزرگ The Dark Side of the Moon در مارس سال ۱۹۷۳ عرضه شد. برای اين آلبوم واترز کليه اشعار را سرود و برای بعضی از آنها سولو نوشت که به موفقيتهای تجاری و جهانی دست يافت. آلبوم به يکی از موفقيتهای تاريخ موسيقی راک تبديل شد.


آهنگ Money از اين آلبوم که کلا توسط راجر واترز ساخته و نوشته شده بود، جزو ۱۰ اّهنگ برگزيده سال انگلستان انتخاب شد. لازم بذکر است که در سالهای ۱۹۹۳ و ۲۰۰۳ به ترتيب نسخه نقره‌ای و طلائی آن بعد از گذشت ۲۰ و ۳۰ سال از توليد آلبوم مجددا با طراحی جلد و دفترچه جديد بهمراه فروش بالا انتشار يافت.

تقدیم به دوستداران راجر واترز (از طرف علیرضا)

موسیقی خاص برای افراد خاص

جو ساتریانی

جو ساتریانی ملقب به Guitar God کار خود را در اواخر دهه هفتاد شروع کرد.وی در ابتدا در سبک کاری خود تاثیر زیادی از نوازندگان بزرگ سبک هوی متال و سبک بلوز دوره خود مانند Black Sabbath و Deep purple گرفت.

وی قبل از اینکه کار خود را بعنوان یک نوازنده مشهور و مستقل شروع کند به تعلیم گیتار پرداخت.از شاگردان وی میتوان به افراد مشهوری مثلKirk Hammett  گیتاریست گروه متالیکا و Steve Vai اشاره کرد.

گروه فعلی جو ساتریانی از افرادی بسیار با استعداد و قوی برخوردار است.بعنوان مثال میتوان به Stuart Hamm بهترین Bassist دنیا و درام نواز خارق العاده Jeff campitelli اشاره کرد.

وی در دنیای گیتار به اسم Satch معروف است و گیتاریست های بزرگ جهان معترفند که وی بهترین گیتاریستی است که تا کنون روی کره زمین قدم زده است!

وی تورهایی با نام G3 دارد که در آن با تشخیص خود سه تن از بهترینگیتاریست های همان دوره را انتخاب و با خرج خود به دور جهان میگرداند.

مهمانان دوره قبل وی Steve Vai وMichael Schenker وEric Johnson بودند.

آلبومهای ساتریانی:

1-Flying In a Blue Dream

2-Dreaming #11

3-Surfing With the Alien

4-Time Machine

5-Joe Satriani

6-Crystal Planet

7-Joe's newest album

8-Engines of Creation

 9-live recording of a 1996 G3 tour show

10-G3 Live in Concert.

تقدیم به دوستداران موسیقی خاص (علیرضا)