گزارشی از وضعیت آثار و محوطه های تاریخی پشت سد سیوند

سلام

دوستان دغدغهء همهء دوستداران معماری و هنر و ...  در ایران زمین مدتی است سد سیوند است.  همه  از سیوند میگویند و کمتر کسی اطلاعات کامل دارد ولی امیدوارم کوروش کبیر در غرق نشود..............

وقتی اب بالا بیاید:

آب سد سیوند که بالا بیاید بخشی از تاریخ وتمدن کهن ایران باستان هم زیر آب می رود!

 

 

 

آب که بالا بیاید، بیش از 80 محوطه باستانی کهن، سکونت گاههای پیش از میلاد مسیح، گورهای سنگی مربوط به فرمانروایان هخامنشی واشکانی و7کیلومتر مرز سنگی

 

دوران اشکانی زیر آب میروند.......

 

قرار است آبگیری سد سیوند 1 سال دیگر آغاز شود. پس به اندازه یک چشم بر هم زدن برای نجات دو سایت جهانی  persepolis  و pasargadae  با 2500 سال قدمت

 

وجود دارد.

 

اما بالا آمدن آب، تبعات دیگری هم دارد ،چون رطوبت ناشی از شکل گیری یک دریاچه پشت آب های سد و تغییرات موضعی آب و هوا در منطقه،روی آثار دشت پاسارگاد و

 

 سازه های معماری آن تاثیر دارد!!

 

 

 

                                                  اگر رطوبت هوا زیاد شود...

 

ساخت سد سیوند در سال 1371 در تنگه بلاغی و روی رودخانه پلور آغاز شد . این سد در 100 کیلومتری شمال شیراز و50 کیلومتری تخت جمشید در حال

 

احداث است. پیش بینی می شود با آغاز آبگیری سد سیوند، دست کم 8 کیلومتر از تنگه بلاغی همراه با آثار درون آن زیر آب رود.

 

بر اساس نظر کارشناسان ، پس از آبگیری سد سیوند تعدادی از تپه های باستانی پیش از تاریخ ، کوره های ذوب فلز ، غار و سکونت گاههای پیش از تاریخ ، دو قبرستان

 

بزرگ مربوط به اشکانیان ،4 کیلومتر سنگ چین شاهی ، 7 کیلومتر مرز سنگی مربوط به دوران اشکانی ، گورهای سنگی مربوط به دوران فرمانروایان فارس(خرقه داران)

 

دو قسمت از جوی سنگی وراه شاهی در شرق تنگه بلاغی و شش قسمت از راه شاهی در غرب این تنگه زیر آب خواهند رفت.....

 

امیدوارم راه حلی  برای این موضوع پیدا شود .

با تشکر . منتظر نظرات شما هستم(علیرضا)

 

 

اخوان ثالث

اخوان ثالث مردی پایاپای شاملو:    

                                      

اخوان بدون ترديد از مفاخر دوران معاصر ايران زمين است . به قولي شاگرد خلف نيماست و در سالهاي پاياني عمر خودش پيرمرد او رو ديد و درك كرد .


اخوان از لحاظ شخصيتي داراي ويژگي هاييست كه كمتر در ديگر شعرا ديده مي شود . از جمله اينكه در ميان چند گرايش مختلف هميشه سر گردان بود از گرايش چپ ( كومونيستي ) و ملي گرايي گرفته تا اسلام و زردشت و مسيحيت ... البته در سالهاي آخر عمر علاقه ي فراواني به ايران باستان پيدا كرد و اين در آثارش پيداست ...


اين سرگشتگي را نيز ما در شعرش مي بينيم كه از « تنها خدا ، خداست كه مي ماند » ( نقيضه ای به شعر فروغ « تنها صداست كه مي ماند »‌) شعر دارد تا « كتيبه » كه در آن صادق هدايت بايد بيايد پوچ گرايي را ياد بگيرد !
اخوان مرد غم است ... و گريه آور شعر مي گويد ... شايد بين معاصرين هيچكس مثل او دل آدم را به درد نمي آورد ... عجيب تر از همه اين است كه شعر او در جنبه ي ديگر بسيار حماسي است . در حقيقت اگر بخواهيم شعر او را در دو كلمه خلاصه كنيم مي شود اندوه و حماسه !


وجه تمايز ديگر او از شعراي معاصر سواد بسيار بالاي ادبي اوست .. به جرات اخوان در ميان شعراي معاصر از همه اديب تر است و با شعر شعراي پيشين بسيار آشناست و حتي با زبان فارسي بيشتر از ديگر شعرا اخت شده . سبك شعر او خراساني است يعني به خراساني نزديك است ( اما دليلي كه مي گويم اديب است خراساني گفتنش نيست اين را در مقالات و نوشته هاي جز شعرش مي بينيم ! و البته در شعرش هم خود را نشان داده )


اجتماعي شعر گفتنش هم كه خصوصيت بارزش به حساب نمي آيد چون بسياري از شعراي همين زمان اشعارشان اجتماعي و حتي سياسي ست .اخوان عربي را خوب مي دانست و لي فرانسه و انگليسي را نه ... با ترجمه با ادبيات غرب آشنا بود .
اخوان استاد استفاده از لغات و اصطلاحات قديم در كنار لغات واصطلاحات حتي عاميانه بود : دمت گرم ( عاميانه و جديد ) و سرت خوش باد ! ( قديم ) ....

بزرگان از اخوان می گویند:

هنر اخوان در ترکيب شعر کهن و سبک نيمايی و سوگ او بر گذشته مجموعه ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عميق در هم نسلان او و نسل های بعد گذاشت 
نادر نادرپور
 
اگر دو نام از ما به آيندگان برسد يکی از آنها احمد شاملو و ديگری مهدی اخوان ثالث است که هر دوی آنها از شاگردان نيما يوشيج هستند 
اسماعيل خويی
 
تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافيه بندی، ترجيع و تکرار می توان ديد و هم در تبعيت از همان صنايع لفظی قدما مانند مراعات النظير و جناس و غيره 
هوشنگ گلشيری

از طرف علیرضا به دوستداران شعر و ادب ایران زمین