شروعی تازه  یا  پایانی ناگوار ؟؟؟

 

 

( فرار  از زندگی  )

 

28 دانشجو در 4 ماه گذشته خودکشی کردند

سر کلاس ادبیات نشسته بودم که استاد گفت : (( خود کشی کار آ دم های بزرگ است و زندگی کار آدمهای بزرگتر))  و امید به اخر شاهنامه خود فکر می کرد که قرار بود با فرار به سوی مرگ پایان خوشی نداشته باشد .

-          هر 2 ساعت یک نفر در ایران کشی میکند .

-          مصرف مواد مخدر به قرص های روانگردان در بین دانشجویان افزایش یافته است .

-          سن اقدام به خودکشی مردان در ایران بین 20 تا 25 سال و در زنان 16 تا 20 سال است .

-          از هر یک صد تهدید به خود کشی دانشجویان 2 تا 4 مورد تبدیل به واقیت می شود.

-          میزان خودکشی دانشجویان دختر سه برابر مردان است .

-          و اخرین خبر اینکه 28 دانشجو در 4 ماه گذشته خودکشی کردند .

-           

هر خبر نیشی است بر پیکر ما که بدانیم و فراموش نکنیم چشم بستن بر واقعیت اسان است . ایا میدانیم و شب اسوده سر بر بالین میگذاریم؟!          

 

              

در بسیاری از خودکشی های  دانشجویان که بسیار جدی و مصرانه انجام می گیرد  خودکشی بیانگر یک خشم وا پس زده است .

و درآخر اینکه :

در جامعه ای که با نا همگونی های شدید فرهنگی دست و پنجه نرم میکندآدم ها به              باد کنکی می مانند که نخ های اطراف ان مانند پدر و مادر  و همسر و  خواهر و برادر  و......     به دلیل  مشکلات  اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و روند رو تزاید فرد گرایی به تدریج بریده می شوند و فرد احساس بی کسی و شکنندگی و بی وزنی میکند و چیزی برای از دست دادن ندارد خود را پوچ و سر گردان میداند .  در خلاء رها میشود وان وقت راهی جز بحران افرینی و سر انجام خود کشی نمی یابد .

 

و همانطور که  شاملو  می گوید :

 

 

 

ما بی چرا زندگانیم انان به چرا مرگ خود اگاهند .

 

 

 

 

از طرف علیرضا منتظر نظرات شما هستم .