نوروز
![]() بيچلچله بيبنفشه ميآيد،
بيگندم ِ سبز و سفره ميآيد،
سنگيني بار ِ سالهاشان بر دوش:
با احساس ِ کتابهای ممنوع در معبر ِ قتل ِ عام
بيگاهان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() بيچلچله بيبنفشه ميآيد،
بيگندم ِ سبز و سفره ميآيد،
سنگيني بار ِ سالهاشان بر دوش:
با احساس ِ کتابهای ممنوع در معبر ِ قتل ِ عام
بيگاهان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سا لها بود که موسیقی او را دنبال می کردم از آلبوم های اولین او چون "فصل آشنایی" "کوچ عاشقانه " و..
امروز بعد از هفت سال همراهی موسیقی او موفق به دیدارش شدم . در کنسرت بزرگی که با حضور اساتیدی چون فواد حجازی و بابک ریاحی پور و... برگزار کرد .




با موسیقی او خاطرات خوب و بدی را دنبال کرده ام و با دیدار او می گویم -عصار آنچنان که می اندیشیدم بود ! خوشحالم در این شرایط ناگوار موسیقی پاپ امروز او هست که با اشعاری زیبا از حضرت حافظ- مولانا - احمد شاملو جانی به پاپ ایران بخشد .
نقطه ی زیبای کنسرت برایم خواندن شعر " دیگر چه می توان گفت " بود که به گفته خود او به دلایلی اجازه ورود به آلبوهایش را نداده اند . و با قسمتی کوتاه از این شعر نوشته ناچیز خود را به پایان می برم و برای سید علیرضا عصار آرزوی توفیق روز افزون می کنم .
" چون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت ؟ "