سد سيوند، برخورد توسعه و فرهنگ

 

توسعه همواره به عنوان عنصر لاينفك زندگي در كنار انسان بوده و با خود جريان مدرينته يا نوگرايي تاريخي انسان را پديد‌ آورده است.

 
رابطه ميان توسعه و انسان، همان رابطه انسان و مدرنيته است كه در طول تاريخ پديد آورنده دستاوردهاي بشري و تمدن‌هاي بزرگ بوده است.
 
توسعه و عمران كه در تفسير به واژه "آباداني" پهلو مي‌زند، همان خاستگاه انسان در آماده سازي مكان زيست خود و در نهايت آسان كردن شرايط دشوار زيستن است.
 
 پديده توسعه، پديده‌اي تماما انساني است. و نقطه پيوند انسان، تاريخ و جامعه تنها به وسيله توسعه به هم متصل مي‌شوند.
 
امروز  به كرات واژه توسعه به عنوان امر انساني در برابر واژه "فرهنگ" قرار مي گيرد كه آن نيز خود امري انساني محسوب مي‌شود و مهمترين رابط ميان انسان و جامعه است.
 
 
رابطه ميان فرهنگ و انسان رابطه‌ايست كه منجر به حضور هويت و شناسنامه ملي و در كنار آن خاستگاه شكل گيري قوميت‌ها و تلاش‌هاي بشري در تحقق پيدايش تمدن‌هاي بزرگ بوده است. اين رابطه بي‌ترديد توسعه و آباداني را به همراه داشته است؛ همانطور كه در دوران هخامنشي شاهد آن بوده‌ايم كه در كنار فرهنگ و تمدني به اين بزرگي توسعه و آباداني به چه صورت جرياني موازي رفتارها و كنش‌هاي فرهنگي داشته است.
 
 
 
 اما چگونه است كه طي صد سال اخير رابطه ميان فرهنگ و توسعه كه همواره در كنار يكديگر به عنوان دو امر انساني بوده‌اند امروز در برابر هم و در مقابله با هم قرار گرفته‌اند.
 
آيا به راستي انسان امروز قصد دارد با ادامه تلاش تاريخي خود در راستاي توسعه، در مقابل فرهنگي به ايستد و به قميت توسعه، فرهنگ را قرباني كند؟
 
و بالا خره سیوند آب گیری شد با تمام دغدغه های موجود. اکنون من هم همانند تمامی مردم فقط می توانم امیدوار باشم که فرهنگ ایران زمین یعنی مقبره کوروش کبیزر آ سیب نبیند .
منتظر نظر های شما خواهم ماند (علیرضا)